حدیث و روایت

منابع مقاله:  مجموعه آثار جلد چهاردهم ، شهید مطهری 


یکی از میدانهای خدمت ایرانیان به اسلام در صحنه علم و فرهنگ،فن حدیث است.فن حدیث یعنی فن استماع و قرائت و ضبط و جمع و نقل سخنان رسول اکرم یا ائمه اطهار.

فن حدیث نیز مانند تفسیر به دو شاخه شیعی و سنی منقسم می گردد.

محرک اصلی مسلمین به فراگیری و جمع و نقل اخبار و احادیث،اولا نیاز مسلمین به احادیث در امور دینی بود.ثانیا شخص رسول اکرم بنابر روایت مسلم و قطعی شیعه و سنی،مکرر مردم را تشویق می کرد که آنچه از او می شنوند ضبط کنند و برای آیندگان نقل نمایند.لهذا از صدر اسلام مسلمین علاقه شدیدی به ضبط و نقل احادیث نبوی نشان می دادند. پس از انتشار اسلام و ورود ملل دیگر به جهان اسلام،صحابه رسول خدا که شرف محضر آن حضرت را دریافته بودند و از آن حضرت کم یا زیاد سخنان و قضایایی به یاد داشتند ارج و اهمیت فراوان یافتند.علاقه مندان به احادیث نبوی برای استماع حدیث از صحابه و یا تابعین(کسانی که صحابه را درک کرده بودند)از شهری به شهری و از منطقه ای به منطقه ای می رفتند.بسا که یک نفر برای تحقیق در صحت و سقم یک حدیث و برای استماع از یک راوی معتبر دهها فرسنگ راه طی می کرد تا به محضر آن محدث راه می یافت و حدیث مورد نظر خود را از او می شنید.

جرجی زیدان می گوید:

«همینکه مسلمین در صدد فهم معانی قرآن برآمدند،طبعا به درک معانی گفته های حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم احتیاج یافته تا با فهم معانی احادیث نبوی،معانی قرآن را بهتر درک کنند.و البته احادیث نبوی از صحابه روایت می شد،چه که آنان از پیغمبر اکرم آن را شنیده و حفظ کرده بودند و مسلمانان برای فهم احادیث به صحابه رجوع می کردند.ولی چون مسلمانان به کشورگشایی مشغول شدند صحابه پیغمبر که از سران مهاجرین بودند در ممالک مختلف متفرق گشتند.از آن رو هر کس که می خواست حدیث یا احادیثی از پیغمبر اکرم بداند ناچار به دنبال صحابه به ممالک مختلف و نقاط مختلف می رفت و چه بسا که یک حدیثی را فقط یکی از آن صحابه از حضرت رسول شنیده بود و دیگران آن را نمی دانستند.پس کسی که دنبال جمع آوری و فرا گرفتن احادیث برمی آمد ناچار به مکه و مدینه و بصره و کوفه و مصر و ری و سایر شهرها می رفت،در هر نقطه ای علم و حدیثی می آموخت.این همان است که مسلمانان آن را«رحله »در طلب علم می نامند.» (1)

علاقه و شور مسلمانان به نقل و ضبط و استماع احادیث نبوی از زمان خود آن حضرت آغاز گشت،و به حکم این که هر وقت تقاضای یک کالا زیاد شود کالاهای تقلبی هم به بازار می آید،گروهی از ضعیف الایمانان در زمان خود آن حضرت احادیثی از آن حضرت نقل و روایت کردند که اساسی نداشت و خود آن وجود مبارک در صدد تکذیب برآمد.در یک خطابه عمومی پیدایش کذابین و وضاعین را اعلام فرمود.آنگاه برای این که معیاری اصیل معرفی کند،قرآن کریم را معیار صحت و سقم احادیث منقوله و منسوبه به خودش قرار داد.

با اینکه اهتمام به استماع و ضبط و نقل احادیث،هم در میان عامه وجود داشت و هم در میان پیروان اهل البیت،یک تفاوت اساسی در قرن اول هجری میان عامه و میان پیروان اهل البیت بود و آن این که عامه در مدت یک قرن به پیروی از دستور خلیفه دوم و نظر برخی صحابه دیگر،نوشتن و کتابت حدیث را مکروه می شمردند به عذر این که حدیث با قرآن مشتبه نشود و یا اهتمام به حدیث جای اهتمام به قرآن را نگیرد،ولی پیروان اهل البیت از همان صدر اول همچنانکه نسبت به استماع و ضبط و نقل احادیث اهتمام می ورزیدند نسبت به کتابت آنها نیز اهتمام داشتند.

عامه در اول قرن دوم متوجه اشتباه خود شدند و این سد که به وسیله خلیفه دوم به وجود آمده بود،در قرن دوم به دست عمر بن عبد العزیز خلیفه اموی زاهد-که خود از طرف مادر از احفاد خلیفه دوم بود-شکسته شد.این بود که شیعه حداقل یک قرن در تدوین و کتابت حدیث از اهل تسنن جلو افتاد.

علامه جلیل و محقق و متتبع عالیقدر،مرحوم سید حسن صدر در کتاب نفیس تاسیس الشیعه از صحیح مسلم و فتح الباری ابن حجر نقل می کند که گفته اند:

«صحابه در نوشتن حدیث اختلاف نظر داشتند.عمر بن الخطاب،عبد الله بن مسعود و ابو سعید خدری و جمعی دیگر مکروه می شمردند،اما علی بن ابیطالب علیه السلام و انس بن مالک و برخی دیگر به خلاف نظر می دادند.لهذا پیروان علی از صدر اسلام به نوشتن احادیث پرداختند بر خلاف پیروان عمر،تا آنکه در قرن دوم اجتماع شد بر ضد نظر عمر.» (2)

اولین و دومین کتاب حدیثی شیعه یکی کتابی است به خط علی علیه السلام که در نزد ائمه اطهار علیهم السلام بوده و ائمه گاهی آن را به دیگران ارائه می داده اند و یا از آن نقل می کرده اند که در کتاب علی چنین آمده است،دیگر کتابی ست به نام «مصحف فاطمه علیها السلام ».

از این دو کتاب که بگذریم،اولین کتاب حدیثی کتاب ابو رافع غلام آزاد شده رسول خداست که در سنن و احکام و قضایا نوشته است.ابو رافع یک غلام قبطی است که رسول خدا او را آزاد کرد.او و دو فرزندش عبید الله و علی از شیعیان امیر المؤمنین علی علیه السلام به شمار می روند.نام عبید الله بن ابی رافع به عنوان کاتب یا خزانه دار امیر المؤمنین در زمان خلافت آن حضرت زیاد در کتب یاد می شود.

علمای شیعه مانند نجاشی در الفهرست او را اول مصنف شیعه دانسته اند (3).

بعد از ابو رافع،سلمان فارسی کتابت حدیث کرده است.اثر سلمان فارسی درباره شرح و توضیح حدیث جاثلیق رومی بوده است که بعد از وفات رسول اکرم به مدینه برای تحقیق آمد (4).

پس از سلمان نام عده دیگر از قبیل ابوذر غفاری و اصبغ بن نباته و دیگران برده می شود.سلیم بن قیس از صحابه امیر المؤمنین تالیفی دارد که اخیرا به طبع رسیده است (5).

در طبقه بعد کتابی که از شیعه باقی مانده و طبقه به طبقه روایت شده است صحیفه سجادیه است.وفات امام سجاد در اواخر قرن اول است و این اثر جاوید که به نام «زبور آل محمد»معروف شده است،از نیمه دوم قرن اول به صورت مکتوب دست به دست نقل و روایت شده است.

نیمه اول قرن دوم یعنی زمان امام باقر و امام صادق علیهما السلام که تا حدودی برای شیعه آزادی بوده است،دوره اوج نقل و روایت و ضبط و کتابت حدیث است.نام چهار هزار نفر برده می شود که از محضر امام صادق استفاده کرده اند.اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام چهار صد کتاب حدیثی تالیف کرده اند که به «اصول اربعماه »معروف است.مؤلفان این کتابها از ملیتهای مختلفند.

در دوره بعد،یعنی اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم تالیف جوامع حدیث رایج شد.کتب حدیثی که امروز در میان شیعه و سنی موجود است همان جوامع است و در این دوره است که ایرانیان نبوغ خود و هم اخلاص و صمیمیت خود را نسبت به اسلام در این زمینه نشان داده اند.

بدیهی است که ما نمی توانیم همه ایرانیانی که در طبقات مختلف اهل حدیث بوده اند یاد کنیم،زیرا این کار به تنهایی مستلزم تالیف چند جلد کتاب است.در اینجا معروفترین و معتبرترین کتب حدیث شیعه و سنی را نام می بریم تا معلوم گردد اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان جوامع حدیث شیعه و سنی،ایرانی بوده اند.بحث خود را از جوامع حدیث شیعه آغاز می کنیم:

1.کافی تالیف ثقة الاسلام،شیخ المحدثین،ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی رازی.

این مرد بزرگ از یک ده به نام «کلین »از دهات نزدیک شهر ری در اطراف تهران است.خاندان وی در آن ده از محدثان شیعه بوده اند.پدرش یعقوب و دایی اش علان در همین ده زندگی می کردند.کلینی از کودکی حدیث آموخت.سپس برای ادامه تحصیل به شهر ری رفت.کلینی از کسانی است که «رحله »حدیثی داشته است،یعنی برای اخذ و جمع احادیث و درک خدمت اساتید فن مسافرتها کرده است.بیست سال آخر عمر خود را در بغداد گذرانید و در همان جا در گذشت و در همان بیست سال کتاب کافی را تالیف کرد.

کتاب کافی یک دوره حدیث شیعه است از اصول عقاید گرفته تا اخلاقیات و فروع.در حدود شانزده هزار حدیث در این کتاب گردآورده است.این کتاب معتبرترین کتاب حدیث شیعه است.کلینی در سال 329 در گذشته است.

2.من لا یحضره الفقیه تالیف رئیس المحدثین،ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی معروف به صدوق.خودش و پدرش از بزرگان طراز اول علمای شیعه اند و خاندان صدوق یک خاندان معروف است در شیعه.صدوق در حدود سیصد تالیف و تصنیف داشته است.نام من لا یحضره الفقیه را-که به معنی «خود آموز فقه »است-از کتاب من لا یحضره الطبیب محمد بن زکریای رازی اقتباس کرده است که به معنی «خود آموز طب »است.کتاب من لا یحضره الفقیه مشتمل بر پنج هزار و نهصد و بیست حدیث است.

شیخ صدوق نیز رحله حدیثی داشته است.در جوانی به بغداد مسافرت کرد.مشایخ بزرگ از محضرش استفاده می کردند و با اعجاب و تحسین به وی می نگریستند.شیخ صدوق برای ملاقات با سایر رجال حدیث که در خراسان می زیسته اند به شهرهای نیشابور،طوس،سرخس،مرو،بخارا،فرغانه مسافرت کرد.در مقدمه من لا یحضره الفقیه به این مسافرت اشاره می کند.

وفات شیخ صدوق در 381 واقع شد و در نزدیکی حضرت عبدالعظیم،در محلی که هم اکنون به نام خودش معروف است دفن شد.

3.تهذیب الاحکام تالیف شیخ الطائفه ابو جعفر محمد بن الحسن الطوسی.قبلا در عداد مفسرین،ذکری از این نابغه عظیم شد.این مرد در اکثر علوم اسلامی مانند ادبیات،کلام،تفسیر،فقه،حدیث،رجال،متبحر و در درجه اول بوده است. اول کسی است که فقه را با تالیف کتاب مبسوط وارد مرحله جدیدی کرد.شیخ طوسی تعداد سیزده هزار و پانصد و نود حدیث در کتاب تهذیب الاحکام که همه در فروع است گرد آورده است.

4.استبصار.این کتاب نیز تالیف شیخ الطائفه ابو جعفر طوسی است.این کتاب مشتمل بر پنج هزار و پانصد و یازده حدیث است.شیخ طوسی در سال 460 در گذشته است.

چهار کتاب نامبرده در شیعه به نام «کتب اربعه »معروف است و معتبرترین کتب حدیث شیعه به شمار می رود.مؤلفین این کتب که هر سه نام محمد دارند و کنیه هر سه شان ابو جعفر است به «محمدین ثلثه متقدم »معروفند.

پس از این چهار کتاب،سه جامع حدیثی دیگر در شیعه هست که معروفترین جوامع است:

1.بحار الانوار تالیف شیخ الاسلام،علامه المحدثین،محمد باقر بن محمد تقی مجلسی.این کتاب جامعترین کتب حدیث است.آنچه در سایر کتب حدیث به طور متفرق موجود بوده در این کتاب یکجا جمع آمده است.هدف مؤلف بیشتر جلوگیری از تلف شدن کتب حدیث بوده است،لهذا صحیح و سقیم یکجا ذکر شده است.مجلسی در سال 1111 در گذشته است.

2.وافی تالیف حکیم و عارف و محدث مشهور محمد بن المرتضی معروف به ملا محسن فیض کاشانی.این کتاب جامع کتب اربعه با حذف مکررات است.مرحوم فیض در حدود دویست تالیف در رشته های مختلف دارد.وفات وی-همچنانکه قبلا گفته شد-در سال 1191 واقع شده است.

3.وسائل الشیعه تالیف محدث متبحر محمد بن الحسن الشامی معروف به شیخ حر عاملی.در این کتاب جنبه مراجعه فقهی بیشتر رعایت شده است،سعی شده است ترتیب و تکثیر ابواب متناسب با مسائلی باشد که در فقه عنوان می شود،و لهذا احادیث را قطعه قطعه کرده و هر قطعه را در محل مربوط به خود آورده است.شیخ حر عاملی معاصر مجلسی است. این دو محدث بزرگ از یکدیگر روایت می کنند.وفات شیخ حر در سال 1104 در مشهد مقدس واقع شده است.و قبرش هم اکنون در صحن شمالی حضرت رضا علیه السلام معروف است.

نویسندگان این سه کتاب که آنها نیز مانند پیشینیان خود نام محمد دارند به «محمدین ثلثه متاخر»معروفند.

از این هفت جامع که بگذریم،به چند جامع دیگر بر می خوریم که با ارزش و واجد اهمیت اند،از قبیل عوالم عبد الله بن نور الله بحرینی و جامع الاحکام سید عبد الله شبر و مستدرک الوسائل مرحوم حاج میرزا حسین نوری.کتاب اخیر مخصوصا-که کمتر از یک قرن از تالیف آن می گذرد-جای شایسته ای برای خود باز کرده است.

همچنانکه معلوم گشت،از شش نفر محدث بزرگ شیعه پنج نفر ایرانی و یک نفر جبل عاملی(شامی)است و از سه نفر محدث دیگر نیز یکی ایرانی است.

اما احادیث اهل تسنن.در میان اهل تسنن اول کسی که تدوین حدیث کرد عبد الملک بن جریح است که در قرن دوم می زیسته است.عبد الملک بن جریح عرب نیست و ظاهرا ایرانی نیز نیست.این مرد در سال 144 در گذشته است.

اولین جامع حدیثی اهل تسنن موطا مالک بن انس است که الآن موجود است.مالک،عرب و عرب نژاد است و یکی از امامهای چهارگانه اهل تسنن است.

در میان کتب حدیث اهل تسنن شش کتاب است که به «صحاح سته »معروف است.ما برای این که معیاری از شرکت ایرانیان مسلمان در تدوین کتب حدیث اهل تسنن به دست داده باشیم،همان کتابها را با مؤلفین آنها معرفی می کنیم:

1.صحیح بخاری تالیف محمد بن اسماعیل بخاری.این کتاب معتبرترین کتاب حدیث در میان اهل تسنن به شمار می رود. بخاری در مدت 16 سال این کتاب را تالیف کرده است.بنابر نقل ابن خلکان در وفیات الاعیان (6) و محدث قمی در الکنی و الالقاب،بخاری گفته است هیچ حدیثی را وارد کتابم نکردم مگر آنکه قبلا غسل کردم و دو رکعت نماز بجا آوردم.درباره حافظه نیرومند بخاری سخنانی گفته شده است.بخاری اصلا اهل بخاراست و در طلب حدیث به شهرهای خراسان و عراق عجم و عراق عرب و حجاز و شام و مصر سفر کرده است و عاقبت به بغداد آمده و مورد توجه اهل فضل قرار گرفته است. وفات وی در سال 256 در یکی از قراء سمرقند به نام «خرتنگ »واقع شده است.

2.صحیح مسلم.مؤلف این کتاب مسلم بن حجاج نیشابوری است.پس از صحیح بخاری معتبرترین کتاب حدیث در نزد اهل تسنن صحیح مسلم است.برخی آن را بر صحیح بخاری ترجیح می دهند.مسلم به عراق و حجاز و مصر و شام در طلب حدیث مسافرت کرد و مدتی در نیشابور ملازم بخاری بوده است.مسلم در سال 261 در نصرآباد نیشابور در گذشته است.

3.سنن ابو داود.مؤلف این کتاب سلیمان بن اشعث،معروف به ابو داود سجستانی است.اهل سیستان است.او نیز به شهرهای مختلف برای اخذ حدیث مسافرت کرده و معاصر احمد بن حنبل بوده است.ابو داود ظاهرا یک ایرانی عرب نژاد است.وفاتش در سال 275 واقع شده است.

4.جامع ترمذی.نویسنده کتاب محمد بن عیسی ترمذی از شاگردان بخاری است.در سال 279 درگذشته است.ترمذ که موطن ترمذی است از بلاد ما وراءالنهر است.

5.سنن نسائی.مؤلف این کتاب ابو عبد الرحمن احمد بن علی بن شعیب نسائی است.این مرد نیز در طلب حدیث مسافرتها کرده است.در خلال مسافرت که به شام رسید مردم آنجا را از علی علیه السلام منحرف دید،لهذا کتاب خصائص را در فضائل علی علیه السلام و اهل بیت نوشت.در این کتاب بیشتر،از احمد بن حنبل روایت کرده است.عادتش این بود که یک روز در میان روزه می گرفت.ابن خلکان می نویسد:در دمشق از او راجع به فضائل معاویه پرسش شد.بنابر روایتی جواب داد:جز این در فضیلت معاویه حدیثی نمی دانم که پیغمبر(آنجا که مکرر دنبال معاویه فرستاد و فرستاده آمد و گفت مشغول خوردن است)درباره اش فرمود:«خدا شکمش را سیر نکند».

نظر به تمایل شیعی و ضد اموی نسائی،مردم شام او را سخت کتک زدند.در اثر همان کتکها مرد.گویند چون احساس کرد می خواهد بمیرد،به مکه رفت و در آنجا مرد.نساء از توابع خراسان است و وفات نسائی در سال 303 واقع شده است.

6.سنن ابن ماجه.نویسنده این کتاب محمد بن یزید بن ماجه قزوینی است.به عراق و حجاز و مصر و شام برای طلب حدیث مسافرت کرده است و در سال 273 در گذشته است. چنانکه دیدیم،همچنانکه مؤلفان «کتب اربعه »شیعه-که معتبرترین کتب حدیث شیعه است-ایرانی بوده اند،مؤلفان «صحاح سته »اهل تسنن نیز-که معتبرترین کتب حدیث اهل تسنن است-ایرانی هستند،اعم از ایرانی ایرانی نژاد یا ایرانی عرب نژاد.

علاوه بر مؤلفان «صحاح سته »،در میان معاریف و مشاهیر محدثین اهل تسنن که به عنوان «حافظ »و یا سایر عناوین حدیثی معروفند و کتب حدیثی مهم و ذی قیمتی از نظر احادیث اهل سنت تالیف کرده اند،علمای ایرانی فراوانند.ما برای احتراز از تطویل از ذکر نام آنها خودداری می کنیم.

پی نوشتها

1- ترجمه تاریخ تمدن اسلام،ج 3/ص 97.

2- تاسیس الشیعه،ص 284.

3- همان،ص 280.

4- قسمتهایی از این حدیث در کتاب توحید صدوق به طور متفرق ذکر شده.رجوع شود به آن کتاب،چاپ مکتبة الصدوق در سال 1387،ص 282 و286 و316.

5- تاسیس الشیعه،ص 280.

6- ج 3/ص 330.

----------------------------------

تعریف علم الحدیث و بخشهای آن

منابع مقاله:   علم الحدیث، مدیر شانچی، کاظم؛


علم الحدیث علمی است که بآن اقوال و تقاریر و افعال پیغمبر و امام شناخته می شود.

از تعریف مزبور موضوع آن، که اقوال و احوال و افعال (1) معصوم است دانسته شد (2) معمولا علم الحدیث را بدو بخش تقسیم نموده اند: اول علم روایت الحدیث که در آن از کیفیت اتصال حدیث بمعصوم از لحاظ احوال روات و کیفیت سند و غیره گفتگو می شود و اصطلاحا علم اصول الحدیث نامیده شده (3).دوم، علم درایت الحدیث که از معانی و مفاهیم الفاظ وارد در احادیث بحث می نماید (4).امام (ع) فرمود حدیث تدری خیر من الف تروی (دانستن یک حدیث بهتر از نقل هزار حدیث است) .

بخش اول نیز بدو دسته منقسم می گردد.زیرا گاهی از احوال رجال سند از لحاظ عدالت و وثاقت و عدم آن بحث می شود که بعلم (رجال) مسمی است و هنگامی از کیفیت نقل حدیث بتوسط راویان (از لحاظ تواتر و وحدت نقل.اتصال و انقطاع آن.و مراتب نقل از نظر صحت و ضعف و اصطلاحات مربوط باین خصوصیات) گفتگو می شود که از آن بمصطح الحدیث تعبیر شده.

پی نوشت ها:

1 و بتعبیر دیگر تقریر و امضاء معصوم.

2 بنقل کشف الظنون قائمه 635 ج 1 از فواید خاقانیه.باتصرف نویسنده.

3 اخیرا نزد عده ای بغلط (بدرایة الحدیث) نیز موسوم گشته در صورتی که درایت بمعنی فهم معانی است و شناسائی اصطلاحات متناسب با نام (مصطلح الحدیث) است.ظاهرا اول کسی که مصطلح الحدیث را درایة الحدیث نامید، ابن اکفانی باشد (تحفة الاحوذی ص 2) .

4 هو علم ینقل اقوال النبی و افعاله بالسماع و ضبطها و تحریرها.درایة الحدیث علمی است که اقوال و افعال پیغمبر را بواسطه وسائطی که بآنحضرت برسد نقل کند (تحفة الاحوذی) .

----------------------

علم حدیث

حدیث یکی از دو منبع علوم اسلامی است که از آن به «سنت » یاد می شود. «علم الحدیث » علمی است که به وسیله آن قول و فعل و تقریر معصوم شناخته می شود. این علم به دو بخش «روایة الحدیث » و «درایة الحدیث » تقسیم می گردد.

«روایة الحدیث » از اتصال حدیث به معصوم از لحاظ احوال روات و کیفیت سند و غیره گفت و گو می کند و در اصطلاح «علم اصول الحدیث » نامیده شده و خود به دو بخش «علم رجال » و «مصطلح الحدیث » تقسیم گردیده است.

وقتی از احوال رجال سند از لحاظ عدالت و وثاقت و عدم آن بحث شود، «علم رجال » آن را بر عهده دارد. و اگر از کیفیت نقل حدیث از سوی راویان بحث نماید، «مصطلح الحدیث » تعبیر می گردد.

کیفیت نقل حدیث از سوی راویان، از لحاظ تواتر و وحدت نقل، اتصال و انقطاع آن، مراتب نقل از نظر صحت و ضعف و اصطلاحات مربوط به این خصوصیات، در این بخش مورد بررسی قرار می گیرد.

علم «درایة الحدیث » از معانی و مفاهیم الفاظ وارد در احادیث بحث می نماید.

محرک اصلی مسلمین به فراگیری و نقل اخبار و احادیث و جمع آوری آن در مجامع حدیثی، شخص رسول اکرم (ص) بود که مردم را به ضبط و انتقال سخنانش تشویق می کرد. از طرفی مسلمین خود - بخصوص بعد از عصر رسالت - به این نیاز واقف شدند که احادیث سرشار از بیانات متقنی هستند که احکام الهی را در خود جای داده اند.

در اوایل کار، تاریخ و سیره هم شعبه ای از حدیث محسوب می شد و مطالب تاریخی با سلسله اسناد نقل می گردید. چنانکه در برخی از کتب مثل «صحیح بخاری » به این نکته رو به رو می شویم که تاریخ از احادیث تفکیک نشده است.

کتب زیر از جمله کتب تاریخ است که به قلم دانشمندان شیعی نگاشته شده است.

- تاریخ الیعقوبی، ابن واضح یعقوبی - مروج الذهب، مسعودی - التنبیه و الاشراف، مسعودی - تجارب الامم، ابن مسکویه رازی «عبیدالله بن ابی رافع » شاگرد مکتب علوی نخستین کسی است که در علم تاریخ دست به نگارش زده است.

وی کسانی را که در جنگهای جمل، صفین و نهروان از صحابه در رکاب امیرالمؤمنین علی (ع) به شهادت رسیده اند، در کتابی جمع آورده است. (1)

پیامبر اسلام (ص) طی بیست سال رسالت خود به هدایت و ارشاد مردم پرداخت و در طی این دوره - بخصوص پس از هجرت که احکام و قوانین اسلامی در مسایل فردی و اجتماعی توسعه یافت. سخنانی در شرح و تبیین کتاب مبین بیان فرمود. اخلاق، عقاید، عبادات، قوانین مدنی و کیفری، آداب معاشرت، کیفیت تشکیل خانواده و سلوک عملی و ترغیب بر انجام فضایل از جمله عناوین سخنان پیامبر اسلام بود.

اصحاب در فیض سماع و حفظ احادیث دقت و همت وافر داشتند و گروهی از منبع فیض بیش از دیگران بهره برده بودند، به گونه ای که به کثرت حدیث و نقل از پیامبر مشهور گشته، مورد مراجعه دیگران شدند.

در زمان حیات پیامبر اهمیت حدیث چندان مشهود نبود ولی بعد از ارتحال آن حضرت این نیاز هر چه بیشتر احساس شد. بدین ترتیب حدیث همدوش قرآن ملاک عمل مردم و راهنمایی امت اسلامی گردید. البته شیعه تا غیبت کبرای امام عصر (عج) از منبع فیض بهره برد.

در تدوین حدیث بین تشیع و اهل سنت تفاوت فاحشی روی داد. شیعه به پیروی از اهل بیت عصمت (ع)، کتابت حدیث را از همان آغاز شروع نمود. ولی عامه به پیروی از رای خلیفه دوم و نظر بعضی دیگر از صحابه، بدین بهانه که حدیث با قرآن مشتبه می شود و اهتمام به حدیث جای اهتمام به قرآن را می گیرد، کتابت حدیث را مکروه شمرده، آن گاه متوجه اشتباه خود شدند که یک قرن از هجرت رسول اکرم (ص) می گذشت. در قرن دوم سد کراهت حدیث به دست «عمر بن عبدالعزیز» خلیفه زاهد اموی که خود از نوادگان خلیفه دوم بود، برچیده گشت.

تدوین حدیث از سوی اهل بیت و پیروان آنها یک قرن پیش از اهل سنت آغاز گشته بود و در عصر امامت حضرت باقر (ع) ادامه داشت که با بخشنامه عمر بن عبدالعزیز، عامه نیز به همراه مکتب اهل بیت به تالیف و تدوین حدیث پرداختند.

اولین کتاب حدیث را حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) نگاشته است که در نزد ائمه بود و گاه از آن نقل حدیث می شد.

«مصحف فاطمه (ع)» کتاب دیگری است در حدیث که از سوی معصوم به رشته تحریر درآمده است.

«کتاب ابو رافع » در سنن و احکام و قضایا و «کتاب سلمان فارسی » در «آثار» (2) از نخستین کتب حدیث هستند که در مکتب اهل بیت به دست شاگردان ایشان فراهم آمده است. ابوذر غفاری، اصبغ بن نباته، عبیدالله بن ابی رافع، حرث بن عبدالله، ربیعة ابن سمیع، سلیم بن قیس، میثم تمار، عبیدالله بن حر، محمد بن قیس بجلی و یعلی بن مرة از مصنفین طبقه اول شیعه در علم حدیث به حساب می آیند.

در طبقه دوم کتاب که از شیعه مانده و روات هر طبقه، آن را روایت کرده اند «صحیفه سجادیه » امام علی بن الحسین بن علی (ع) است که به زبور آل محمد (ص) معروف است.

زید بن علی بن حسین بن علی الشهید، جابر بن یزید جعفی، حسین بن ثور و زیاد بن منذر از دیگر روات این طبقه محسوب می شوند.

از نیمه اول قرن دوم یعنی در عصر امام باقر و امام صادق (ع) شیعه از آزادی نسبی برخوردار گردید و نقل و روایت و ضبط و تابت حدیث به اوج خود رسید. چهار هزار تن از افراد مورد وثوق در این دوره از امام صادق (ع) روایت نقل نموده اند و چهار صد کتاب حدیثی در اصول، در این دوره تالیف گردید که به «اصول اربعماة » (3) معروف است.

با طرح مساله ولایتعهدی حضرت امام رضا (ع) و هجرت آن حضرت به ایران، خیل عشاق به سوی ایشان شتافتند; به طوری که 360 تن بدون واسطه از ایشان حدیث نقل کرده اند. (4)

از جمله کتب جامع حدیثی شیعه که در طی سالیان متمادی و سفرهای طولانی به دست صاحبان آنها تالیف و تدوین گردیده است، می توان کتابهای ذیل را برشمرد:

- الکافی، ثقة الاسلام کلینی (متوفی 329 ق.) - من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق (متوفی 381) - تهذیب الاحکام، (385- 460) - استبصار، شیخ طوسی - بحارالانوار، علامه مجلسی (متوفی 1111 ه.) - وافی، فیض کاشانی (متوفی 1091) - وسایل الشیعة، شیخ حر عاملی (متوفی 1104 ه.) - مستدرک الوسایل، علامه نوری (متوفی 1320 ق.)

باید یادآور شد که:

- عبیدالله بن ابی رافع، اولین مورخ و مصنف در علم تاریخ - محمد بن اسحاق مطلبی، اولین مصنف در علم سیر و مغازی - ابو عبدالله بن جبلة بن حیان، اولین مصنف علم رجال - حسن بن موسی نوبختی، اولین مصنف علم فرق

در جهان اسلام محسوب می شوند که هر یک رشته ای از علوم اسلامی را برگزیده و در آن به مدارج عالی نایل آمده اند. کتاب «الفرق » نوبختی هم اکنون در دسترس دانشمندان و پژوهشگران علوم اسلامی است. (5)

پی نوشت ها:

1. تاسیس الشیة، ص 232.

2. «آثار» (جمع اثر) در لغت مرادف حدیث و روایت و خبر قرار دارد و شهید ثانی در درایة اثر را اعم از حدیث و خبر می داند اثر سلمان فارسی درباره شرح و توضیح حدیث جاثلیق رومی است که بعد از وفات رسول اعظم الهی (ص) به منظور تحقیق و آشنایی با وصیت آن حضرت به مدینه آمده بود.

3. کتابهای چهارصدگانه ای که ماخذ کتب روایی شناخته می شوند.

4. با استناد به کتاب مسند الرضا (ع) .

5. تاسیس الشعیة، ص 232 - 235.

---------------------------------

علم الحدیث

منابع مقاله:

، ؛


حدیث یکی از دو منبع علوم اسلامی است [1]که از آن به «سنّت» یاد می شود. "علم الحدیث" دانشی است برای شناخت قول و فعل و تقریر معصوم، و به دو بخش «روایة الحدیث» و «درایة الحدیث» تقسیم می گردد.
 
بررسی عدالت و وثاقت راویان احادیث را «علم رجال» برعهده دارد. کیفیت نقل حدیث به وسیله راویان، از لحاظ تواتر و وحدت نقل، اتصال و انقطاع آن، مراتب نقل از نظر صحت و ضعف و اصطلاحات مربوط به این خصوصیات، نیز در «مصطلح الحدیث» بررسی می شود. علم درایة الحدیث هم،از معانی و مفاهیم الفاظ وارد شده در احادیث، بحث می کند.
 
محرک اصلی مسلمانان به فراگیری و نقل اخبار و احادیث و جمع آوری آن در کتاب های حدیثی،تشویق رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود. از طرفی، مسلمانان خود به ویژه بعد از عصر رسالت به این نیاز واقف شدند و دریافتند که احادیث، سرشار از بیانات متقنی هستند که احکام و معارف الهی را در خود جای داده اند.
 
نخست، تاریخ و سیره، شاخه ای از حدیث شمرده می شد و وقایع تاریخی با سلسله اسناد، در کتاب های حدیث نقل می گردید. چنانکه، در برخی از کتاب های حدیثی، مانند صحیح بخاری تاریخ، از احادیث، جدا نشده است. رفته رفته، کتاب های مستقلی در موضوع تاریخ نوشته شد؛ برخی از این جمله، که به قلم دانشمندان شیعه نگارش شده، عبارت است از: تاریخ یعقوبی، مروج الذهب، التنبیه و الاشراف و تجارت الامم. شاگرد مکتب علوی، عبداللّه بن ابی رافع نخستین کسی است که در علم تاریخ دست به نگارش زده است. وی نام صحابه ای را که در رکاب امیرالمومنین علیه السلام در جنگهای جمل، صفین و نهروان به شهادت رسیده اند، در کتابی جمع آوری کرده است.
 
احادیث بسیاری از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در طول بیست سال رسالت آشکارش و به ویژه پس از هجرت که احکام و قوانین اسلامی در مسائل فردی و اجتماعی گسترش یافت، صادر شد که سخنانی در شرح و بیان قرآن، اخلاق، عقاید، عبادات، قوانین مدنی و کیفری، آداب معاشرت، کیفیت تشکیل خانواده و ترغیب بر فضایل، از جمله مهم ترین آن ها بود. اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در شنیدن و حفظ احادیث دقّت و همّت بسیار می کردند. در این میان، گروهی بیش از دیگران، توفیق داشتند؛ به گونه ای که به کثرت حدیث و نقل از پیامبر مشهور شده بودند و دیگران به آنها مراجعه می کردند.
 
پس از ارتحال پیامبر،اهمیت حدیث بیش از پیش احساس شد. بدین ترتیب، حدیث همدوش قرآن، ملاک عمل مردم و ابزار هدایت امّت اسلامی گردید. البته شیعه تا غیبت کبرای امام عصر علیه السلام از این منبع فیض، بهره مند بود.
 
در تدوین حدیث بین تشیّع و اهل سنّت تفاوت فاحشی روی داد. شیعه، به پیروی از اهل بیت عصمت علیهم السلام ، کتابت حدیث را از همان آغاز، شروع کرده. ولی عامه، به پیروی از رأی خلیفه دوم و نظر بعضی دیگر از صحابه، بدین بهانه که حدیث با قرآن مشتبه می شود و اهتمام به حدیث جای اهتمام به قرآن را می گیرد، کتابت حدیث را مکروه شمردند، و آن گاه متوجه اشتباه خود شدند که یک قرن از هجرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می گذشت. در قرن سوم، همزمان با امامت امام باقر علیه السلام سدّ کراهت حدیث به دست عمربن عبدالعزیز، خلیفه زاهد اموی که خود از نوادگان خلیفه دوم بود، در هم شکست، و اهل سنت نیز نگارش حدیث را آغاز کردند.
 
اولین کتاب حدیث را حضرت علی علیه السلام نگاشته است. این کتاب، نزد ائمه بود و گاه از آن نقل حدیث می کردند. مصحف فاطمه علیهاالسلام کتاب دیگری در حدیث بود که به دست معصوم، نگاشته شده بود.
 
کتاب ابورافع در سنن و احکام و قضایا و کتاب سلمان فارسی در «آثار از نخستین کتب حدیث اند که در مکتب اهل بیت و به دست شاگردان ایشان فراهم آمده است. ابوذر غفاری، اصبغ بن نباته، عبیداللّه بن ابی رافع، حرث بن عبدللّه ، ربیعة ابن سمیع، مسلم بن قیس، میثم تمار، عبیداللّه بن حّر، محمدبن قیس بجلی و یعلی بن مرّة از مصنفین طبقه اول شیعه در علم حدیث به حساب می آیند.
 
صحیفه سجادیه امام زین العابدین علیه السلام ، در طبقه دوم جای می گیرد. این کتاب را - که به زبور آل محمد معروف است - روات همه طبقات بعدی روایت کرده اند. زیدبن علی بن حسین علیه السلام ، جابربن یزید جعفی، حسین بن ثور و زیادبن منذر، از دیگر راویان این طبقه شمرده می شوند. از نیمه اول قرن دوم، همزمان با روزگار امام باقر و امام صادق علیهماالسلام ، شیعه از آزادی نسبی برخوردار گردید و نقل روایت و ضبط و کتابت حدیث به اوج خود رسید. در این دوره، چهار هزار تن از راویان موثق، از امام صادق علیه السلام روایت نقل می کردند که حاصل آن، تألیف چهارصد کتاب حدیثی در اصول، بود که به اصول اربعمأة معروف شده است.
 
با طرح مسأله ولایت عهدی امام رضا علیه السلام و هجرت ایشان به ایران، خیل عشاق، برای بهره گیری از بیانات آن بزرگوار، به محضر ایشان شتافتند؛به طوری که 360 تن، بدون واسطه، از ایشان حدیث نقل کرده اند.
 
از جمله کتب جامع حدیثی شیعه که در طی سالیان متمادی و سفرهای طولانی به دست صاحبان آنها تألیف و تدوین گردیده است، می توان کتاب های ذیل را بر شمرد: الکافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب الاحکام، استبصار، بحارالانوار، وافی، وسایل الشیعه و مستدرک الوسایل.
 
از نخستین نویسنده هایی که در شاخه های گوناگون دانش حدیث، قلم زده اند، می توان از افراد زیر نام برد: عبیداللّه بن ابی رافع، اولین مورخ و مصنف در علم «تاریخ»؛ محمد بن اسحاق مطلبی، اولین مؤلف در علم «سیر و مغازی»؛ ابو عبداللّه بن جبلة بن حیان، نخستین نویسنده در علم «رجال»؛ و حسین بن موسی نوبختی، اولین مصنف در علم «فِرق» کتاب «الفرق». نوبختی، هم اکنون در دسترس دانشمندان و پژوهشگران علوم اسلامی است. 
 


[1] . پایگاه حوزه مجلات مجله پیام حوزه شماره 38، پیشینه دانش های اسلامی در حوزه های علمیه.

-----------------------------------------------

اسامی حدیث و مناسبت معنی لغوی و اصطلاحی

منابع مقاله:  علم الحدیث، مدیر شانچی، کاظم؛


حدیث اصطلاحا کلامی است که حاکی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شده (1).

در مجمع البحرین حدیث را مرادف کلام دانسته و وجه تسمیه باین نام را تجدید و حدوث آن گرفته.در قاموس آمده (الحدیث: الخبر و الجدید) در مصباح المنیر فرموده الحدیث ما یتحدث به و ینقل و منه حدیث الولایه (2). ظاهرا وجه تسمیه خبر بحدیث از آن جهت است که در مقابل قرآن که هر دو بیان احکام الهی است قرار گرفته زیرا اکثر اهل سنت قائل بقدم قرآن می باشند و از اینرو احکامی که از ناحیه شخص پیغمبر انتشار یافته (حدیث) در مقابل (کلام قدیم قرآن) نامیده اند (3) و ممکن است از این لحاظ گفته پیغمبر و امام را حدیث نامند که در تشریع قوانین الهی تازگی و نوی دارد چنانکه قرآن نیز از این نظر تازه و حدیث است و در خود قرآن باین نکته اشاره شده آنجا که فرماید: الله نزل احسن الحدیث کتابا (4) یا در جای دیگر قرآن، فلیأتوا بحدیث مثله (5) فبای حدیث بعده یومنون (6) فذرنی و من یکذب بهذا الحدیث (7).بعضی (8) احتمال داده اند که چون حروف متعاقب یکدیگر می آید قهرا حرف بعدی پس از حرف قبل استعمال شده و حادث گردیده، یا از آن جهت که در دل شنونده ایجاد معنی تازه می کند حدیث نامیده شده. اما خبر بمعنی مخبر به استعمال شده.در تاج العروس آمده: خبر چیزی است که از دیگری نقل شود و اهل عربیت قید (احتمال الصدق و الکذب) را در آن اضافه کرده اند ولی نزد محدثین بمعنی حدیث آمده.

باید دانست که نوعا لغویین موارد استعمال را ذکر می کنند و توجه باصل معنی لغوی که موارد استعمال نوعا بمناسبتی که در مصادیق و اصل معنی برقرار است، نداشته و امتیاز آنرا از فروع و مصادیق متذکر نمی شوند.مثلا در اینجا ظاهر معنی خبر، اعلام غیر است چنانچه در مصباح المنیر و المنجد آمده و در معنی (الخبیر) که از اسماء الهی است گفته اند (العالم) .در آیه شریفه (فکیف تصبر علی مالم تحط به خبرا) (9) (علما) تفسیر شده و در مثل گویند (علی الخبیر سقطت) ای علی العالم به، همچنین لفظ خبره که بمعنی عالم آمده پس استعمال خبر در گفته پیغمبر (ص) از لحاظ اعلام به مضمون خبر است .چنانکه اطلاق حدیث بلحاظ تازگی مضمون آن برای سامع یا در مقابل کلام الله قدیم (بنا بمذهب بعضی از اهل سنت) است.

اما مراد از سنت همان قول و فعل و تقریر معصوم است (منتهی به قول اهل سنت و بعضی از بزرگان در غیر عادیات) که مشتق از سنن (بفتح سین و نون) بمعنی طریقه پسندیده باشد (10) بنابر این سنت در مقابل کتاب، بآنچه طریقه معصوم و منتسب بوی است اصطلاح شده مانند: من رغب عن سنتی فلیس منی، چنانکه در فقه بیشتر همین معنی یا در مقابل بدعت آمده مانند : اصطلاح طلاق سنی و بدعی.گاهی هم در مقابل فریضه و بمعنی مستحب آمده مثلا گفته می شود : قنوت در نماز سنت است.ولی می شود نتیجه گرفت که سنت بمعنی اعم (از واجب و مستحب) همان نفس فعل و قول و تقریر معصوم است که در مقابل کتاب استعمال می شود و بمعنی اخص، مرادف مستحب و قسیم بقیه احکام تکلیفی (وجوب و حرمت و کراهت و اباحه) اطلاق شده و الفاظ حاکی از آنرا (خبر) و (حدیث) و (روایت) و غیره نامند.ولی در علم الحدیث اطلاق سنت بیشتر بهمان معنی اعم است.لذا اسم پاره ای از کتب مهم اهل تسنن، (سنن) گذارده شده.چون (سنن نسائی) (سنن ابن ماجه) و (سنن بیهقی) و غیر هم.

اما روایت را بمعنی حدیث گفته اند.در مجمع البحرین فرموده: روایت در اصطلاح خبری است که بطریق نقل بمعصوم ختم شود.

اصل روایت از (روی البعیر الماء ای حمله) مشتق است.چون راوی نیز حامل و ناقل حدیث شمرده می شود.

اغلب معانی دیگر که از برای ماده (روی) نقل شده است بهمین مناسبت است مانند (ریان) که بمعنی سیراب آمده چون قهرا شخص در اینحال حامل مقداری آب است.همچنین (یوم الترویه) که هشتم ذیحجه است بمناسبت تهیه و حمل حاجیان، آب مصرفی خود را در عرفات می باشد.و کلام حضرت امیر (ع) در خطبه شقشقیه (فطفقت ارتای بین ان اصول بید جذاء) (11) که بمعنی (فجعلت افکر) است از همین ماده اخذ شده که (ارتائی) بمعنی (احمل الفکرة) آمده، و هکذا (عین ریه) و (سحاب روی) ای کثیر الماء.البته متعلق فعل (روی) باید چیز صافی و روان باشد.لذا در حمل آب و فکر و کلام استعمال شده و شاید بهمین مناسبت آخر شعر را (روی) گویند زیرا حامل شعریت و نظم سخن همان (روی) است.و در عین حال روانی و صافی نظم بآن صورت می گیرد.

اما اثر: جوهری در صحاح اللغة فرموده (اثرت الحدیث اذا ذکرته غیرک.و منه قیل حدیث مأثور ای ینقله خلف عن سلف) و در قاموس آمده الاثر: نقل الحدیث و روایته.در المنجد و مجمع البحرین نیز همین معنی را یاد نموده.شیخ بهائی در وجیزه فرموده: اثر مرادف با حدیث است و بعضی اعم از حدیث دانسته اند و جمعی اثر را بآنچه از صحابه نقل شود اختصاص داده اند .

ولی معنی اصطلاحی و لغوی اثر یکی است.زیرا اثر چنان که از موارد استعمال آن معلوم می شود بمعنی بقیه و بازمانده شیئی است.در مجمع البحرین فرموده: قوله تعالی: قالوا تالله لقد آثرک الله علینا (12) ای فضلک من قولهم: له علیه اثرة ای فضل.

ایضا قوله تعالی، ایتونی بکتاب من قبل هذا او اثارة من علم (13) ای بقیة.ایضا قوله تعالی:

انا نحن نحیی الموتی و نکتب ما قدموا و آثارهم ای ما سنوه بعدهم. (ما مردگان را زنده نموده و آنچه را کرده و یا از خود سنت گذارده اند در نامه عملشان می نویسیم) .

و در معنی (اثر) بضم همزه فرموده اثری که بعد از شیئی باقی می ماند.و اثر دار بمعنی بقیه آنست.در قاموس فرموده: الاثر محرکة: بقیة الشی ء.در حدیث آمده: من سره ان یبسط الله فی رزقه و ینشاء فی اثره فلیصل رحمه (14).که در اینجا اثر بمعنی اجل آمده.زیرا اجل در عقب عمر آدمی می آید و از همین معنی است (مأثره) بضم ثاء بمعنی مکرمت چون پس از آدمی می ماند و از او بازگو می شود.

بنابر این اثر در استعمال روات بتناسب حکم موضوع همان بقایای اقوال و افعال منقوله از پیغمبر و سلف صالح است و چنانکه دیدیم با معنی لغوی مغایرت ندارد.

نحوه استعمال: اما نحوه استعمال فعل در حدیث، (مشدد) و از باب تفعیل آمده گفته می شود حدثه بکذا و حدثه کذا ای اخبره به و در (خبر) از باب تفعیل و افعال هر دو آمده.یقال (خبره و اخبره الشی ء و بالشی ء): انباه به.و در روایت فقط از ثلاثی مجرد از باب ضرب استعمال شده منتهی محدثین جائی که راوی بتنهائی حدیث را از استاد شنیده (حدثنی) و در موردی که دیگری نیز باوی سماع نموده (حدثنا) استعمال نموده اند و همچنین اگر بر او قرائت حدیث شده (اخبرنی) و چنانچه دگری با وی شرکت داشته (اخبرنا) بکار برده اند (15).

اختصار سند: چون تدوین حدیث خاصه مجامع احادیث در اعصاری صورت گرفته که روات و ناقلین بوسائطی از معصوم حدیث را نقل می نموده اند برای تعبیر از مراد، لفظ (حدثنی یا اخبرنی فلان) بکار می رفته و گاهی بلفظ (عن فلان) با حذف فعل متعلق بآن اکتفا می شده.

علائم اختصار: در کتب متأخر برای تعبیر از حدثنا و اخبرنا و همچنین حدثنی و اخبرنی، علائم اختصاری وضع و استعمال شده.علائم مزبور بقرار ذیل است:

ثنا نا: در حدثنا انا: در اخبرنا

ح: رمز (حیلوله) که اگر محدث متنی را بدو سند نقل نماید هنگام انتقال از سندی بسند دیگر (ح) می نویسند.این رمز از تحول، بمعنی انتقال یا حیلوله (بمعنی فاصله و حاجز شدن) مشتق شده.

نیز معمولا در ضمن سلسله سند حدیث، (قال) را که تکرار می شود، حذف می کنند.مثلا: محمد بن یعقوب قال حدثنی علی بن ابراهیم قال قال حدثنی ابی ابراهیم بن هاشم...که (قال) اول را حذف و بیک (قال) اکتفا می کنند.

ولی متأخرین طریقه دیگری در اختصار بکار برده اند و آن اینست که فقط نام کسانی را که از آنان نقل حدیث شده ذکر و بکیفیت سند (صحیح، حسن، موثق و غیره) اشاره و سپس متن حدیث را از آخرین راوی یا معصوم نقل می نمایند.

البته اگر کتبی که بدین طریق از آن نقل حدیث شده جزو کتب مشهوره متداوله (از قبیل کتب اربعه) باشد، این نحوه نقل، در واقع مسند خواهد بود و الا داخل در مرسلات، می باشد.

گاهی نیز در چند حدیث که از یک اصل یا یک راوی نقل شده، در اولین حدیث سلسلة روات، آورده شده و در بقیه بلفظ (و بهذا الاسناد)، از ذکر سلسله روات استغنا شده.

غیر آنچه گفتیم، طرق خاصی در کیفیت اختصار سند نزد شیخ صدوق و شیخ طوسی (در کتاب من لا یحضره الفقیه و کتاب تهذیب) معمول است که اینک از نظر خوانندگان می گذارانیم.

صاحب معالم در کتاب (منتقی الجمان ص 21) فرماید:

باید دانست که حال مشایخ ثلاثه (صاحبان کتب اربعه حدیث شیعه) در ذکر اسانید، مختلف است .شیخ کلینی سند حدیث را تماما نقل می نماید، یا بسند حدیثی که قریبا گذشته ارجاع می دهد .صدوق بیشتر سند را ترک کرده ولی طریق متروکه را در آخر کتاب بتفصیل آورده، شیخ طوسی گاهی تمام سند را ذکر و زمانی بیشتر آنرا ترک می کند، و بسا که قسمتی را ترک و بقیه را ذکر نموده (که اهل فن درایه، ترک اوائل سند را تعلیق نامند) سپس در آخر تهذیب بصراحت و نیز در استبصار فرموده: هر حدیثی که قسمت اول سند را نیاورده ام بنام کسی است که حدیث مزبور از کتاب وی اخذ شده و طریق خود را بصاحبان کتب در کتاب (فهرست) یاد نموده ام.

صاحب معالم در فائده چهارم کتاب منتقی الجمان، طریق شیخ را بصاحبان کتب اصول حدیث، بتفصیل آورده.

پی نوشت ها:

1 شیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث کلام یحکی قول المعصوم او فعله او تقریره.

سپس فرماید: و اما نفس الفعل و التقریر فیطلق علیهما اسم السنة لا الحدیث.

2 فراء گوید: واحد احادیث احدوثه است ولی بر خلاف قاعده در جمع حدیث استعمال شده.صاحب کشاف آنرا اسم جمع دانسته.ابو حیان در تفسیر خود بنام (البحر) آنرا جمع حدیث (منتهی بر خلاف قیاس) گرفته مانند اباطیل جمع باطل (قواعد التحدیث ص 61) .

3 فتح الباری فی شرح صحیح البخاری تألیف ابن حجر عسقلانی.چاپ مصر.

4 سوره زمر، آیه 23.خداوند قرآن را فرستاد که بهترین حدیث است.

5 سوره طور، آیه 34.اگر راست می گویند که قرآن کتاب خدا نیست آنها هم سخنی نوین مانند قرآن بیاورند.

6 سوره مرسلات، آیه 50.شما پس از آیات خدا بکدام حدیث ایمان می آورید؟

7 سوره القلم، آیه 44.ای رسول تو کیفر مکذبان و منکران قرآن را بمن واگذار.

8 رک، قواعد التحدیث ص .61

9 سوره کهف، آیه .68

10 در قرآن مجید آمده

و لن تجد لسنة الله تبدیلا

(سوره فاطر، آیه 35) یعنی تو ای رسول گرامی در سنت خداوندی تبدیلی نمی بینی.یا آیه شریفه : سنة من ارسلنا قبلک من رسلنا (سوره اسراء آیه 77) .ولی گاهی با قرینه در امور ناشایست نیز استعمال شده مانند من سن فی الاسلام سنة سیئة کان علیه وزر، من عمل بها.

11 ای تفکرت فی الامر فوجدت الصبر اولی (شرح نهج عبده) .

12 سوره یوسف، آیه 91.برادران یوسف بوی گفتند، بخدا سوگند پدرمان ترا بر ما مقدم می دارد .

13 سوره احقاف، آیه 4.یعنی ای رسول ما بمشرکان بگو آیا از کتابهای پیشینیان دلیلی بر خدائی بتها دارید یا اثر و نشانی بر عقیده خویش دارید؟

14 هر کس که می خواهد خداوند روزیش را فراخ و نامش را باقی گذارد صله رحم کند.

15 در وصول الاخیار آمده ص 119 که در عصر اول حدثنا و اخبرنا و انبأنا مفید اخبار بلفظ بوده ولی در اعصار بعد لفظ (اخبرنا) در مورد قرائت و لفظ (انبأنا) در زمینه اجازه شایع گردیده.

----------------------------------------

حدیث، سنت، روایت، اثر

منابع مقاله:  درایة الحدیث، مدیرشانچی، کاظم؛


کلامی است که آخرین راوی نقل می کند و به تعبیر دیگر کلامی است که قوام معنی حدیث به آن می باشد، (1) خواه گفتار معصوم باشد یا حکایت کردار وی. (2)

کیفیت تحمل حدیث: مراد از آن، چگونگی فرا گرفتن حدیث است از شیخ (استاد حدیث)، که آیا به شنیدن از وی صورت گرفته یا به خواندن نزد وی یا به طور دیگر.

حدیث

در لغت به معنای: خبر، کلام و جدید است (3) و جمع آن «احادیث » آمده (4) و در اصطلاح، کلامی است که از قول یا فعل یا تقریر معصوم حکایت کند (5) و بر آن، خبر، سند، روایت، و اثر نیز اطلاق شده است.

بعضی حدیث را به کلام معصوم اختصاص داده و خبر را به آنچه از غیر معصوم رسیده است اطلاق کرده اند، و به همین جهت، به مورخانی که واقعه را با سند نقل می کردند در مقابل محدثین، اخباری گویند. (6)

ظاهرا وجه تسمیه خبر به حدیث از آن جهت است که در مقابل قرآن که هر دو بیان احکام الهی است قرار گرفته، زیرا بیشتر اهل سنت، قایل به قدم قرآن می باشند و از این رو، احکامی را که از شخص پیغمبر صادر شده است (حدیث) در مقابل (کلام قدیم قرآن) نامیده اند. (7)

در مجمع البحرین حدیث را مرادف کلام دانسته و وجه تسمیه خبر را به این اسم، تجدد و حدوث آن گرفته است، البته وجه تسمیه مزبور، اختصاص به حدیث معصوم ندارد و هر سخنی متجدد و حادث است.

ممکن است از این لحاظ گفته پیغمبر و امام را حدیث نامند که در تشریع قوانین الهی تازگی و نوی دارد، چنان که قرآن نیز از این نظر تاره و حدیث است.آنجا که می فرماید: فلیاتوا بحدیث مثله (سوره طور، آیه 34) فبای حدیث بعده یؤمنون . (سوره مرسلات، آیه 50) . (8)

یا اصولا حدیث به همان معنای لغوی که کلام است، در حدیث پیغمبر و امام استعمال شده، منتهای ابتدا با اضافه به پیغمبر و امام (مثلا حدیث پیغمبر یا حدیث معصوم) گفته می شده و سپس به قرینه حال یا مقال، با حذف مضاف الیه استعمال شده و کم کم در عرف محدثین به سر حد حقیقت رسیده و بدون قرینه، منصرف به همان معنا (حدیث) المعصوم ده است) . (9)

خبر

خبر به معنی مخبر به (یعنی چیزی که از آن اخبار شده) می باشد.در تاج العروس آمده: خبر چیزی است که از دیگری نقل شود و ادباء، قید «احتمال صدق و کذب را در آن اضافه کرده اند. (10)

ولی در اصطلاح این فن مرادف حدیث استعمال شده است » .

سنت

در لغت به معنی طریقه یا طریقه پسندیده است و در اینجا مراد از سنت همان گفتار (قول) و کردار (فعل) (11) معصوم یا عمل شخص دیگری است که در حضور وی انجام شود و آن جناب به زبان یا به سکوت خود، آن را امضا فرماید. (12)

قسمت اخیر در اصطلاح، «تقریر» معصوم نامیده می شود و (به قول اهل سنت و بعض بزرگان) این تعریف درباره سخن ها و افعال عادی نیست، بلکه مراد افعال و اقوالی است که منشا حکم شرعی باشند. (13)

تقریر امام از آن جهت حجت است که معصوم، عمل منکری را تقریر و امضا نمی کند، مگر به عنوان تقیه که برای امام جایز است، (14)

بنابر این، سنت در مقابل کتاب الله، به نفس فعل و تقریر، و به عبارت دیگر به آنچه طریقه معصوم و منتسب به اوست گفته می شود، (15) چنان که گاهی در مقابل فریضه و به معنی مستحب آمده است، ولی در علم الحدیث، سنت بیشتر به همان معنای اول اطلاق گردیده است، لذا پاره ای از کتب حدیثی مهم عامه، «سنن » نامیده شده، مانند: سنن نسایی، سنن ابن ماجه، سنن بیهقی، چنان که در فقه، بیشتر به معنی دوم (مستحب) آمده.

روایت

روایت را به معنی حدیث گفته اند.در مجمع البحرین فرموده است:

روایت، خبری است که به طریق نقل به معصوم برسد.منتها روایت، در نقل شعر و قرائت قراء قرآن و مقالات ادب عربی بسیار اطلاق شده است. (16)

اثر

اثر را در کتب لغت (17) مرادف با حدیث و روایت و خبر بر شمرده اند، ولی بعضی اثر را به آنچه از صحابه نقل شود، اختصاص داده اند (18)

علامه قاسمی در قواعد التحدیث، اصطلاح مزبور را به محدثان خراسان نسبت می دهد.

پی نوشت ها:

1.ما یتقوم به الحدیث، متنه (وجیزه) و قال ابن جماعه: هو ما ینتهی الیه غایة السند من الکلام (تدریب ص 6) .

2.پشت اسب و مانند آن را از حیوانات، «متن » نامند و الفاظ حدیث را از این جهت متن نامند که مانند پشت اسب، استفاده از حدیث بدان قوام دارد (ر.ک:مقباس الدرایه) .

3.در قاموس آمده: الحدیث: الخبر و الجدید.در مصباح المنیر فرموده:

الحدیث ما یتحدث به و ینقل.در مجمع البحرین حدیث را مرادف کلام دانسته.در تدریب الراوی و کاشف اصطلاحات الفنون فرموده: الحدیث لغة، ضد القدیم.و یستعمل فی قلیل الکلام و کثیره.

4.قراء گوید: واحد احادیث، «احدوثه » است، ولی بر خلاف قاعده در جمع حدیث استعمال شده است.صاحب کاشف احادیث را اسم جمع دانسته.ابوحیان آن را جمع حدیث، ولی بر خلاف قاعده گرفته، مانند اباطیل جمع باطل (قواعد التحدیث) .

5.وجیزه شیخ بهایی.بنابر این تعریف، اطلاق حدیث بر کلام غیر معصوم مجازی است و طبق این تعریف، حدیث موقوف را که از مصاحب معصوم نقل شود، باید خارج دانست، ولی میر سید شریف در خلاصه می فرماید: الحدیث اعم من ان یکون قول الرسول او الصحابی او التابعین و فعلهم و تقریرهم.

6.شرح نخبه، ص 3- درایه شهید، ص 3- تدریب الراوی، ص 6.در کتاب اخیر نقل نموده که فقهای خراسان، حدیث موقوف را اثر و حدیث مرفوع را خبر می نامیدند.

7.فتح الباری، ج 1.

8.علم الحدیث، ص 3.

9.در قواعد التحدیث، در وجه تسمیه حدیث دو احتمال ذکر شده است که به نظر صحیح نیامد.1.چون حروف متعاقب یکدیگر می آیند و قهرا حرف بعدی پس از حرف قبلی استعمال شده است.2.چون شنیدن حدیث، معنا و مفهوم آن را در قلب احداث می نماید.

10.یعنی خبر چیزی است که از دیگری نقل شود و با چشم پوشی از حال ناقل (و به خودی خود) احتمال درستی و نادرستی در آن داده شود.

11.فعل امام چنانچه به عنوان بیان حکمی صادر شود، حجت خواهد بود، ولی اگر ابتداءا عملی را به جا آورد حجت نیست، منتها نفس فعل امام دلالت بر جواز آن عمل می کند و اگر در عبادات باشد، رجحان عمل را نیز می رساند.

12. (السنة) هی طریقة النبی صلی الله علیه و اله و سلم و الامام المحکیة عنه...و هی قول و فعل و تقریر (وصول الاخیار، ص 72) .

13.قال فی الفصول: یطلق الخبر و یراد به ما یرادف الحدیث...و عرف بانه، یحکی قول المعصوم او فعله او تقریره غیر قرآن و لا عادی، و سمی عندهم (ای اهل الدرایة) ذلک سنة...قولهم و لا عادی یخرج حکایة افعالهم و اقوالهم العادیة.و قال صاحب القوانین: السنة و هو قول المعصوم او فعل او تقریر الغیر العادیات.

14.وصول الاخیار، ص 76.

15.اما نفس الفعل و التقریر فیطلق علیهما اسم السنة لا الحدیث، (وجیزه) .

16.حتی بعضی بزرگان ادب را با لقب (راویه) ستوده اند، مانند حماد راویه (ای کثیر الروایة)

17.صحاح اللغه - قاموس اللغه - مجمع الحرین - المنجد.یقال اثرت الحدیث به معنی رویته (تدریب، ص 6) .

18.شیخ بهایی در وجیزه و شهید ثانی در درایه، ص 4، گر چه به عقیده شهید، اثر اعم از حدیث و خبر است.

[ 89/09/08 ] [ ] [ محمد ]
About

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ﴿سوره التوبه آیه ۱۲۲﴾

و شايسته نيست مؤمنان همگى [براى جهاد] كوچ كنند پس چرا از هر فرقه‏اى از آنان دسته‏اى كوچ نمى‏كنند تا [دسته‏اى بمانند و] در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند باشد كه آنان [از كيفر الهى] بترسند
Blog Custom